تبليغاتX
بچه های مسجد



فعالیتها و تصاویر برنامه های مسجد و حسینیه امام خمینی(ره) -شهرک محلاتی

سلام

یک مثل قدیمی هست که میگه "مستمع صاحب سخن را بر سر شوق آورد"

یا بر سر ذوق آورد . منظور اینه که اگر آدم شنونده ی خوبی داشته باشه

انگیزه اش برای زدن حرفهای خوب بالا میره ...

امشب حاج آقا قاسمی در مورد بروز نشدن مطالب وبلاگ می پرسیدند که خدمت

ایشون عرض کردم حاج آقا تنهایی کار کردن از تهیه مطلب و عکس تا نوشتن و

تایپ کردن و قراردادن در وبلاگ همه اینکارها وقتی دائمی باشه بالاخره توان

کسی که انجام میده رو تحلیل می بره و خسته کننده میشه .

متاسفانه هیچ کس توی مسجد هیچ کمکی در هیچ یک از بخشها نمی کنه

تاسف بیشتر اینه که بعضی ها به وبلاگ سر میزنند و مطالب را می بینند و در

کوچکترین موضوعی که مطرح بشه خیلی سریع موضع میگیرند و انتقاد می کنند

ولی دریغ از یک اپسیلون کمک ....

اصلا کمک پیش کش .... حداقل شمایی که این مطالب را میخونی و وبلاگ رو

سر می زنی ، برای دلخوشی ما هم که شده و برای تقویت انگیزه ی ما گاه گاه

یک جمله توی بخش یادداشتها بنویسید تا آدم دلگرم بشه

نمیخواد تعریف و تمجید کنی چون قابل تعریف نیست ولی حداقل انتقاد کن

هرچی دوس دارید توی یادداشتها بنویسید آدم دلگرم بشه که کسی سر زد

وگرنه بخدا کلی عکس و فیلم و مطلب برای قراردادن هست ولی انگیزه اش نیست

تصمیم داشتم آلبوم کاملی از عکسای مسجد از قبل تا حالا رو در وبلاگ بذارم

این آرشیو رو دارم و هنوز هم روی این تصمیم هستم ولی اینکار خیلی زمان میبره

عکسا باید تک تک با فتوشاپ ادیت بشن و اندازه و حجمشون مناسب اینترنت بشه

بعد در فضای خودش قرار داده بشه بعد توی وبلاگ صفحه طراحی بشه و به تک تک

عکسهایی که قرارداده شده لینک داده بشه ...

اینهمه کار و زمان حداقل انگیزه میخواد

با نوشتن هر هفته یک جمله در یادداشتهای وبلاگ این انگیزه رو ایجاد کنید

توقع زیادیه این ؟؟؟؟؟؟؟

التماس دعا

نوشته شده توسط بچه های مسجد در دوشنبه یازدهم آبان 1388
لينك مطلب

سلام به همه بچه محلها

میلاد امام حسن مبارک

بعد از دو سه ماه امروز خدمت رسیدم برای عرض ادب و آپدیت

مشکلات و مسائل مختلفی باعث شد که دیر آپ کنم که یکی از مهمترین آنها

این بود که کسی در این زمینه کمکی نمی کند و انگیزه ای برای اینکار باقی نمی ماند

امسال مثل سالهای گذشته ماه مبارک رمضان در مسجد ما همزمان با اذان مغرب نماز جماعت

برقرار است و پس از آن هم بساط افطاری توسط خیرین برپا ......

محیط با صفا و دوستانه ای است

اگر تا حالا استفاده نکرده اید دعوت میکنیم تشریف بیاورید ....

صبح ها هم طبق روال همیشه روحانی جوان شهرک حاج آقا گل پیچی نماز صبح را اقامه

و در ماه مبارک بعد از نماز چند دقیقه صحبتهایی که در مدرسه مجتهدی فرا گرفته اند

برای مستمعین بازگو میکنند بحث مفید و آموزنده ایست ... دست مریزاد حاجاقا

جمعه ها هم بعد از این برنامه روخوانی قران که ما به آن مقابله میگفتیم با حضور آقایان

قاسمی و همین آقای گل پیچی انجام میشود که این کار بسیار زیبا و خوب است ولی کاش هر روز بود

راستی گنبد مسجد هم بعد از یکی دو سال بالاخره در حال شکل گیری است

شهریور امسال کاشیکاری آن شروع شده و همین ماه انشاالله تمام خواهد شذ.

خسته نباشید ...

نوشته شده توسط بچه های مسجد در شنبه چهاردهم شهریور 1388
لينك مطلب

یک خاطره جالب به مناسبت ایام مصادف با سالگرد رهبری آیت الله خامنه ای

روايت يك انتخاب

در چهاردهمين روز از خرداد 1368، دو خبر از دو حادثه بزرگ، هر يك به نوعی، ملت ايران را تحت تأثير خود قرار دادند.
در نخستين ساعات بامدادی اين روز انتشار خبر عروج ملكوتی بزرگ مرد تاريخ ايران و جهان اسلام، و رهبری كه ايرانيان و مستضعفان جهان از جان عزيزترش می‌داشتند، چنان غم و اندوهی عظيم را بر دل اين ملت حاكم ساخت كه وصف آن براستی از قدرت قلم بيرون است: «غم فراق نه آن می‌كند كه بتوان گفت»
و اما در پسين ساعات اين روز ، انتشار خبر انتخاب حضرت آيت‌الله خامنه‌ای به ولايت امر و رهبری نظام از سوی مجلس خبرگان، دل‌های ماتم زده‌ی اين امت را آرامش بخشيد و پرده‌های ظلمانی نگرانی را از هم دريد: «ز در درآ و شبستان ما منور كن»
اعضای خبرگان رهبری نيز در اين روز دوبار در محل مجلس شورای اسلامی گردهم آمدند. صبح هنگام، اعضای اين مجلس به همراه ديگر شخصيت‌های بلند پايه كشوری و لشكری، در فضايی حزن آلود به وصيت‌نامه‌ی سياسی الهی حضرت امام حاوی عصاره انديشه‌ها ، آرمانها و تجربيات اين عارف روحانی و پير خردمند عرصه سياست و بنيانگذار نظام جمهوری اسلامی كه  توسط آيت‌الله خامنه‌ای قرائت گرديد، گوش فرا دادند و در بعدازظهر اين روز با تشكيل جلسه‌ای فوق العاده به منظور تصميم‌گيری درباره چگونگی استمرار رهبری نظام، طی اقدامی اميد آفرين، مسئوليت خطير ولايت امر را بر عهده‌ی آيت‌الله خامنه‌ای نهادند.
***
جلسه بعدازظهر خبرگان رهبری به رياست آيت‌الله مشكينی و با حضور اكثريت اعضای آن رسميت يافت. در ابتدای اين جلسه ، علی‌رغم آن كه آيت‌الله منتظری پس از عتاب حضرت امام‌، با ارسال نامه مورخ 68/1/7 رسماً استعفای خود از قائم‌مقام رهبری را اعلام داشته و حضرت امام نيز طی جوابيه‌ای به تاريخ 68/1/8، از اين اقدام استقبال كرده و آن را پذيرفته بودند، اعضای خبرگان به منظور مرتفع ساختن هرگونه شائبه‌ای در اين زمينه، طی يك رأی‌گيری، استعفا و بركناری مشاراليه از اين مسئوليت را به رسميت شناختند و آن‌گاه وارد شور برای تصميم‌گيری درباره ولايت امر و رهبری نظام گرديدند.
اين نكته را بايد در نظر داشت كه جلسه مزبوردر حالی برگزار گرديد كه شورای بازنگری قانون اساسی مصوب 1358 مشغول بحث و بررسی بر روی تعدادی از اصول اين قانون از جمله اصول 5، 107، 109 مربوط به ويژگی‌ها و مشخصات رهبری نظام بود. در اصل پنجم قانون اساسی مصوب 1358، رهبری «فردی» يا «شورايی» نظام توسط فقيه  يا فقهای عادل و با تقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدير و مدبر به رسميت شناخته شده بود و طبق اصول يكصد و هفتم و يكصد و نهم آن قانون، برخورداری از «صلاحيت مرجعيت و رهبری» و نيز «صلاحيت علمي  و تقوايی لازم برای افتاء و مرجعيت» به عنوان شرط لازم برای رهبر عنوان گرديد، بود.
***
در همين حال، نكته بسيار مهم ديگری كه بايد به آن توجه داشت مكاتبات صورت گرفته ميان آيت‌الله مشكينی رئيس مجلس خبرگان و حضرت امام خمينی، ولی امر و رهبر انقلاب بود. در پی آغاز به كار شورای بازنگری قانون اساسی، آيت‌الله مشكينی كه رياست اين شورا را نيز بر عهده داشت طی نامه‌ای به امام خمينی خواستار ارائه رهنمودهايی توسط ايشان در زمينه اين امر خطير گرديد و حضرت امام در پاسخ به اين نامه، در تاريخ 68/2/9 جوابيه‌ای بدين شرح مرقوم فرمودند:
«بسم الله الرحمن الرحيم
حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب‌ آقای حاج شيخ علی مشكينی دامت افاضاته
پس از عرض سلام خواسته بوديد نظرم را در مورد متمم قانون اساسی بيان كنم. هرگونه آقايان صلاح دانستند عمل كنند من دخالتی نمی‌كنم فقط در مورد رهبری، ما كه نمی‌توانيم نظام اسلاميمان را بدون سرپرست رها كنيم. بايد فردی را انتخاب كنيم كه از حيثيت اسلامی‌مان در جهان سياست و نيرنگ  دفاع كند. من از ابتدا معتقد بوده و اصرار داشتم كه شرط مرجعيت لازم نيست. مجتهد عادل مورد تأييد خبرگان محترم سراسر كشور كفايت می‌كند. اگر مردم به خبرگان رای دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حكومتشان تعيين كنند، وقتی آنها هم فردی را تعيين كردند تا رهبری را به عهده بگيرد، قهراً او مورد قبول مردم است؛ در اين صورت او ولی منتخب مردم می‌شود و حكمش نافذ است. در اصل قانون اساسی من اين را می‌گفتم ولی دوستان در شرط مرجعيت پافشاری كردند، من هم قبول كردم. من در آن هنگام می‌دانستم كه اين‌، در آينده نه چندان دور قابل پياده شدن نيست.
توفيق آقايان را از درگاه خداوند متعال خواستارم»
اين پاسخ حضرت امام به عنوان ولايت امر و رهبری نظام، از سوی اعضای شورای بازنگری قانون اساسی، نه فقط يك توصيه حكيمانه و دورانديشانه بلكه به مثابه يك حكم حكومتی تلقی می‌گردد و بر همين مبنا نيز در كميسيون بررسی و اصلاح اصول مربوط به رهبری، شرط مرجعيت بالفعل برای تصدی مسئوليت رهبری حذف و به جای آن بر «صلاحيت افتاء» تأكيد می‌شود.
در اين حال اعضای خبرگان رهبری نيز در جلسه روز چهاردهم خرداد با ملاك قرار دادن:
الف- حكم حكومتی حضرت امام،
ب- تأكيد معظم له  بر عبارت «مجتهد عادل»،
ج- اصلاحات صورت گرفته در شورای بازنگری قانون اساسی و حذف شرط مرجعيت،
د- اشاره به  «صلاحيت مرجعيت» در اصل 107 قانون اساسی مصوب 1358،
بر آن می‌شوند تا در تصميم‌گيری خود ، شرط «مرجعيت بالفعل» را به كنار نهاده و از ميان «مجتهدان عادل» رهبری نظام را برگزينند.
البته در چارچوب اين رويكرد همچنان مسأله انتخاب «رهبر» يا «شورای رهبری» به صورت جدی مطرح است و لذا بحث‌ها بر اين مسأله متمركز می‌گردد.
در اين مرحله، موافقان استمرار رهبری نظام به صورت فردی، بعضاً به معرفی مصاديقی بدين منظور می‌پردازند كه اگر چه از شخصيتهای برجسته روحانی و قابل احترام از سوی همگان بودند -از جمله آيت الله العظمی گلپايگانی اما غالب اعضای خبرگان با تصدی مسئوليت خطير و پيچيده رهبری نظام از سوی اين شخصيتها موافقت نداشتند. در مقابل، ديدگاه موافقان تشكيل «شورای رهبری» -كه آيت الله خامنه‌ای نيز در اين طيف قرار داشت- با انتقادات جدی مواجه می‌گردد كه از يك سو مبتنی بر طرح اشكالات منطقی و اصولی بر آن بود و از سوی ديگر، از تجربيات ناموفق يك دهه گذشته در زمينه «مسئوليت‌های شورايی» بهره می‌گرفت و تبعات ناشی از شكل‌گيری چنين شورايی را گوشزد می‌كرد.
***
اما فارغ از اين دو نظريه، نكته جالب توجه آن كه در كليه پيشنهادهای ارائه شده برای تركيب اعضای شورای رهبری، نام آيت الله خامنه‌ای نيز به چشم می‌خورد و حتی هنگامی كه آيت‌الله آذری قمی از طرفداران نظريه رهبری فردی، آيت الله العظمی گلپايگانی را به عنوان رهبر معرفی می‌نمايد، بر اين نكته تأكيد می‌ورزد كه آيت الله خامنه‌ای معاونت ايشان را بر عهده داشته باشد.
***
پس از بحث‌های فراوانی كه درباره استمرار رهبری نظام به صورت فردی يا شورايی صورت می‌گيرد، نهايتاً اكثريت خبرگان نظر موافق خود را با انتخاب يك فرد به عنوان رهبر نظام در يك رأی‌گيری اعلام می‌دارند و بنابراين با كنار رفتن نظريه شورايی، بلافاصله يافتن مصداق رهبری در دستور كار قرار می‌گيرد و اين بار، بيشتر از قبل نگاه‌ها متوجه آيت الله خامنه‌ای می‌گردد.
در همين حال، درخواست آيت الله محسن مجتهد شبستری از آيت‌ الله ‌‌هاشمی‌ رفسنجانی، نائب رئيس مجلس خبرگان، برای بيان آنچه ايشان از امام خمينی راجع به شايستگی آيت الله العظمی خامنه‌ای برای رهبری نظام شنيده است، توجه همگان را به خود جلب می‌كند!
آيت الله هاشمی رفسنجانی با بيان اين كه حضرت امام يك بار در جمع رؤسای سه قوه با حضور حاج سيد احمد آقا و يك بار در گفتگوی دو طرفه با ايشان، بر شخص آيت‌الله خامنه‌ای به عنوان فرد شايسته رهبری تأكيد كرده‌اند، اعضای خبرگان را از نظر رهبر فقيد خود مطلع می‌سازد و آيت‌الله موسوی اردبيلی كه در جلسه مزبور حاضر بوده است نيز بر صحت اين نقل قول شهادت می‌دهد.
از سوی ديگر نقل قول اين مطلب از حاج سيد احمد خمينی كه حضرت امام به هنگام مسافرت اخير آيت الله خامنه‌ای به كره شمالی و مشاهده تصوير ايشان از تلويزيون بر شايستگی ايشان برای رهبری تأكيد ورزيده‌اند، اين واقعيت برای اعضای خبرگان روشن می‌گردد كه حضرت امام تا آخرين روزها  بر اين نظر خود ثابت بوده‌اند و با تكرار آن به مناسبت‌های مختلف قصد تثبيت نظر خاص خود را در ذهن نزديكانشان داشته‌اند.
با به ميان آمدن نام آيت الله خامنه‌ای به عنوان رهبری نظام ، تنها يك نفر به مخالفت جدی با اين مسأله می‌پردازد و پيش از آن كه رأی‌گيری در اين‌باره صورت گيرد، خود را به پشت تريبون می‌رساند.
آيت‌الله خامنه‌ای ابتدا به اعلام نظر خود مبنی بر موافقت با «شورای‌رهبری» می‌پردازند كه با توجه به تصويب رهبری فرد از سوی خبرگان، بناچار از آن عبور می‌كنند.
در مرحله بعد ايشان تلاش می‌كنند تا نگاه‌ها را از خود منصرف و به سوی ديگری معطوف دارند كه اين نيز به دليل شناخت اعضای خبرگان از ايشان، مؤثر واقع نمی‌شود.
سپس ايشان با طرح سؤالی خاص در صدد برانگيختن واكنشی در قبال خويش بر می‌آيد و لذا با قاطعيت از آيت الله آذری قمی كه مؤكداً بر انتخاب ايشان به رهبری اصرار داشت، می‌پرسند چنانچه من رهبر شوم و حكمی كنم، شما تبعيت می‌كنيد؟ پاسخ آيت الله آذری قمی به اين سؤال كه  تبعيت از حكم ولی امر را بر خود واجب می‌شمارد، همه راه‌ها را بر آيت‌ الله خامنه‌ای بست و ايشان در نهايت با اعلام مخالفت خويش با اين انتخاب، تريبون را ترك می‌نمايند.
دقايقی پس از اين‌، خبرگان با اكثريت قريب به اتفاق آرا، آيت‌الله خامنه‌ای را به رهبری نظام برگزيده و مسئوليت سنگين ولايت امر را بر دوش ايشان می‌گذارند.
در پايان، روايت آن روزها را از نگاه آيت الله خامنه‌ای می خوانيم:
«... مكرر از من به عنوان عضو شورای رهبری اسم می‌آوردند، كه البته در ذهن خودم آن را رد می‌كردم، اگر چه به نحو يك احتمال برايم مطرح می‌شد كه شايد واقعاً اين مسئوليت را به من متوجه كنند. در همان موقع به خدا پناه بردم و روز شنبه قبل از تشكيل مجلس خبرگان، با تضرع و توجه و التماس، به خدای متعال عرض كردم: پروردگارا، تو كه مدبر و مقدر امور هستی، چون ممكن است به عنوان عضوی از مجموعه شورای رهبری، اين مسئوليت متوجه من شود، خواهش می‌كنم اگر اين كار ممكن است اندكی برای دين و آخرت من زيان داشته باشد ، طوری ترتيب كار را بده كه چنين وضعيتی پيش نيايد. واقعاً از ته دل می‌خواستم كه اين مسئوليت متوجه من نشود.
بالأخره در مجلس خبرگان بحثهايی پيش آمد و حرفهايی زده شد كه نهايتاً به اين انتخاب منتهی شد. در همان مجلس، كوشش و تلاش و استدلال و بحث كردم، تا اين كار انجام نگيرد، ولی انجام گرفت و اين مرحله گذشت. من همين الآن خودم را يك طلبه معمولی و بدون برجستگی و امتيازی خاص می‌دانم، نه فقط برای اين شغل با عظمت و مسئوليت بزرگ بلكه - همان طور كه صادقانه گفتم- برای مسئوليتهای به مراتب كوچكتر از آن، مثل رياست‌جمهوری و كارهای ديگری كه در طول اين ده سال داشتم. اما حالا كه اين بار را روی دوش من گذاشتند، با قوت خواهم گرفت؛ آن چنان كه خدای متعال به پيامبرانش توصيه فرمود : «خذها بقوه»
برای اين مسئوليت، از خدا استمداد كردم و باز هم استمداد می‌كنم و هر لحظه و هر آن ، در حال استمداد از پروردگار هستم تا بتوانم اين مسئوليت را در حد وسع خودم - كه تكليف هم بيش از وسع نيست - با قدرت و قوت و حفظ شأن والای اين مقام ، حفظ كنم و انجام بدهم. اين تكليف من است كه اميدوارم ان‌شاء‌الله مشمول لطف و ترحم الهی و دعای ولی‌عصر (عج) و مؤمنين صالح باشم.»
بيانات در مراسم بيعت ائمه جمعه سراسر كشور به اتفاق رئيس مجلس خبرگان - 12/4/1368
نوشته شده توسط بچه های مسجد در جمعه پانزدهم خرداد 1388
لينك مطلب

سلام

سال نو شما مبارک

علت تاخیر در بروز کردن وبلاگ  این بود که پدر اینجانب به رحمت ایزدی رفت

در همینجا فرصت را مغتنم شمرده و از عزیزانی که ابراز همدردی کردند و دوستانی

که در مراسم ختم در مسجد شرکت کردند تشکر میکنم و امیدوارم درمجالس

شادی و خوشحالی آنها جبران محبت کنیم.

به اطلاع می رسانیم با امکان جدیدی که سایت پرشین گیگ فراهم کرده است

سایت مسجد امام خمینی با نشانی http://masjed-em-khomeiny.persiangig.ir

راه اندازی شده و در اولین اقدام  به معرفی و تاریخچه مسجد پرداخته ایم

همچنین آلبوم عکسهای بچه های مسجد در سایت قرار گرفت:

و انشاالله به زودی سایر بخشها ی آن نیز فعال خواهد شد.

 

نوشته شده توسط بچه های مسجد در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
لينك مطلب

شهادت امام رضا (ع) بر عموم شیعیان مخصوصا هموطنان عزیز تسلیت

---------------------------------------------

با نهایت تاسف به اطلاع می رسانیم طی یک حادثه رانندگی در جاده اصفهان 

آقای حسین محمد خانی داماد گرامی به همراه دختر عزیز و نوه نازنین

حجت الاسلام سعیدی نماینده محترم ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

به رحمت ایزدی رفته اند. به همین مناسبت مراسم تشییع این عزیزان امروز

پنجشنبیه هشتم اسفند از مسجد و حسینیه امام خمینی شهرک شهید محلاتی

برگزار میشود. ضمنا سایر مراسم به شرح زیر خواهد بود:

نوشته شده توسط بچه های مسجد در پنجشنبه هشتم اسفند 1387
لينك مطلب

سلام

روز چهارم اسفند یعنی پس فردا آقای

منصور ارضی

بعد از نماز مغرب و عشا در مسجد ما مداحی میکند

 

نوشته شده توسط بچه های مسجد در جمعه دوم اسفند 1387
لينك مطلب

سلام

بزودی گزارش برگزاری همایش حدیث غزه که در آن طی دو شب آقایان

زارعی کارشناس صداوسیما و ابوسرور نماینده فرهنگی حماس در تهران

صحبت کردند به همراه فایل صوتی آن تقدیم میشود.

طی گزارش ایشان طی دو روز گذشته رزمندگان حماس بیش از ۴۰ صهیونیست

را به هلاکت رسانده اند که صهیونیستها مانع انتشار اخبار آن میشوند

 

نوشته شده توسط بچه های مسجد در جمعه بیست و هفتم دی 1387
لينك مطلب

همه مومنان جهان اسلام به هر نحو ممکن موظف به دفاع از مردم مظلوم غزه هستند .

 مقام معظم رهبری

 

«  همایش  بزرگ حدیث غزه »

زمان

سخنران

موضوع

5 شنبه

 ۲۶/10/۸۷

جناب آقای سعدالله زارعی

کارشناس ارشد مسائل خاورمیانه در صدا و سیما

تحلیل سیاسی -  نظامی

منطقه خاورمیانه

جمعه

۲7/10/۸7

آقای ابو سرور

نماینده فرهنگی حماس در تهران

گزارشی از تحولات غزه

 

بعد از نماز مغرب و عشا مسجد امام خمینی (ره) شهرک شهید محلاتی

http://masjed-em-khomeiny.blogfa.com

نوشته شده توسط بچه های مسجد در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387
لينك مطلب

سلام

امسال مسجد ما تاسوعا و عاشورای پرشوري داشت

عزاداري در مسجد و رفتن هيات به مقبره الشهدا

مداحي هاي مداحان اهلبيت و ساير مراسم

امسال حضور بچه ها هم زيبايي خاصي به مراسم داده بود

علاوه بر اينها امسال تعداد عكاسهاي وبلاگ هم زياد شده بود

اين بچه ها كه عكسشان را اينجا مي بينيد امسال از مراسم مسجد

و تاسوعا و عاشورا عكاسي كردند :

علي قاسمی

محمد حسین جلالی

محمد مهدی بابايي

عليرضا بیات

محمد جواد عباسي

ولي جاي محمد حسين جعفري خالي بود

براي همين هم امسال بيش از دويست عكس از اين مراسم انداخته شد

كه انشاالله به صورت آلبوم در وبلاگ قرار ميدهيم

نوشته شده توسط بچه های مسجد در پنجشنبه نوزدهم دی 1387
لينك مطلب

بحر طويل در مدح حضرت عباس ابن علي (ع )

 مي کند از دل وجان ورد زبان غمزده وصاف حزين، وصف مهين،

يکه سوار فرس شيردلي، فارس ميدان يلي، زاده سلطان ولي

حضرت عباس علي، ماه بني هاشم و سقاي شهيدان

ز وفا صفدر ميدان بلا ، مير و سپهدار و علمدار برادر ،

که شه تشنه لبان را همه جا يار و ظهير است و

به هر کار مشير است و گه بزم وزير است و گه رزم چو شير است

و به رخسار منير است و به  پيکار دلير است ، زهي قدرت بازو و

خهي قدرت نيرو که به پيکار عدو چون فرس عزم برون تاخت و

چون بال برافراخت و شمشير همي آخت ز سهم غضبش

شير فلک زهره خود باخت، ز هول سخطش گاو زمين ناف بينداخت،

دليري که اگر روي زمين يکسره لشکر شود و پشت به هم در دهد و

بهر جدالش بستيزند و به پيکار بخيزند ، به يک حمله او جمله گريزند و

زيک نعره او زهره بريزند .

 اميري که اگر تيغ شرربار برون آورد از قهر و کند حمله به کفار ،

طپد گرده گردان و درد زهره شيران و رمد مرد ز ميدان و

پرد طاير هوش از سر عدوان و فتد رعشه و تب ، لرزه بر اندام دليران و

يلان از صف حربش همه از صدمه ضربش بهراسند و گريزند، 

بدين قدرت و شوکت بنگر بهر برادر به صف کرب و بلا

تا به چه حد برد به سر شرط وفا را  :

 ديد چون حال شه تشنه بي يار و جگر گوشه و آرام دل سيد مختار ،

سرور جگر حيدر کرار ، درآن وادي خونخوار ، بود بي کس و بي يار ،

نه يار و نه مددکار ، به جز عابد بيمار ، به جز عترت اطهار ،

همه تشنه لب و زار ، همه خسته و افکار ، زيک سوي دگر لشکر کفار ،

همه فرقه اشرار ، همه کافر و خونخوار ، ستم گستر و جرار ،

جفا پيشه و غدار ، ستم کيش و دل آزار ، کشيد آه شرر بار و

فرو ريخته لخت جگر ار ديده خونبار ، که ناگاه سکينه

گل گلزار برادر ، زگلستان سراپرده ، چو بلبل به نوا آمد و

چون در يتيم از صدف خيمه به بيرون شد ه بردست يکي مشک تهي زاب ،

لبش تشنه و بي آب ، رخش غيرت مهتاب ، سراسيمه و بي تاب ،

که اي عم وفادار ، تو سقاي سپاهي ، پسر شير الهي ، فلک رتبه و جاهي ،

 همه را پشت و پناهي ، به حسب غيرت ماهي ، به نسب زاده شاهي ،

چه شود گر به من از مهر نگاهي کني از راه کرم ، بهر کرم ،

جرعه آب آري و سيراب کني تشنه لبان را .

 چو ابوالفضل، نهنگ يم غيرت ، اسد بيشه همت ، قمر برج فتوت ،

گهر درج مروت ، سمک بحر شهادت ، يل ميدان شجاعت

بشنيد اين سخن از طفل عزيز پسر شافع امت ، چو يکي قلزم زخار

به جوش آمد و چون ضيغم غران ، به خروش آمد و بگرفت از او مشک و

فرو بست به فتراک ، چنان شير غضبناک ، عرين گشت مکين ،

بر زبر زين و همي بانگ به مرکب زد و هي زد به سمندي که

گرش سست عنان سازد و خواهد که به يک لحظه اش

از حيطه امکان بجهاند ، به جهاني دگرش باز رساند ، که جهان هيچ نماند

به دو صد شوکت و فر ، مير دلاور ، چو غضنفر به عدو تاختن آورد و

دليران و يلان سپه ، از صولت آن شير رميدند و

به يک سر طمع از خويش بريدند و ره چاره به جز مرگ نديدند .

 ابوالفضل ، سوي شط فرات آمد و پرکرد از آن ، مشک و

به رخ کرد روان اشک و ربود آب ، که خود را زعطش سازد سيراب ،

که ناگاه به ياد آمدش از تشنگي اهل حريم پسر ساقي کوثر ،

ز لب تشنه اطفال برادر ، همه چون طاير بي پر ، همه دلخسته و مضطر ،

به جوانمردي آن شير دلاور ، بنگر هيچ از آن آب ننوشيد ، چو يم باز بجوشيدو

چو ضيغم بخروشيد و بکوشيد و از آن دجله برون آمد و

راند اسب سوي خيمه و گفتا به تکاور که تويي اسب نکو فر ،

که چو برقي و چه صرصر ، هله امروز بود نوبت امداد و ببايد

که به تک بگذري از باد و کني خاطر من شاد و همي گفت، 

عنان ريز به مرکب زده ، مهميز که ناگاه پسر سعد دغا ، پيشرو اهل زنا ،

بانگ برآورد که اي فرقه کم جرات و بي غيرت ترسنده ، سراپا

زچه از يک تن تنها بهراسيد و فراريد، چرا تاب نياريد ،

نه آخر همه گردان و يلانيد و شجاعان جهانيد و دليران گوانيد و

ابازور و توانيد و تمامي همه با اسلحه و تيغ و ستانيد؟  !

فرسها بدوانيد و دليرانه برانيد و بگيريد سر راه بر آن شاه زبر دست

که گر از کفتان رست، نيابيد بر او دست ، و اگر او ببرد آب و

شود شاه جگر سوخته سيراب و بتازد به صف معرکه ، چون باب

نياريد دگر تاب.

 که عباس در اين معرکه گيرم همه شير است و زبر دست و دلير است ،

بلا مثل و نظير است، ولي يک تن تنها به ميان صف هيجا چه کند

قطره به دريا ، گرتان زهره و ياراي برابر شدنش نيست

مراين وحشت و بيچارگي از چيست ، به جنگيدنش ارتاب نياريد

به يکباره براو تير بباريد و ز پايش به در آريد ، علي القصه

به هر حيله که باشد مگذاريد برد جان و خورد آب . 

چو آن لشکر غدار زسردار خود اين حرف شنيدند ، عنان باز کشيدند و

چو سيلاب ، سپه جانب آن شاه دويدند ، چو دريا که زند موج ،

زهر خيل و ز هر فوج بباريد بر آن بارش پيکان و نناليد ابوالفضل

ز انبوهي عدوان و همي يک تنه مي تاخت به ميدان و

خود از کشته اشان پشته همي ساخت که ناگاه ،

لعيني ز کمينگاه برون تاخت ، بر او تيغ چنان آخت که

دستش ز سوي راست بينداخت ، ولي حضرت عباس وفادار ،

چو مرغي که به يک بال برد دانه سوي لانه به منقار ،

به يکي دست چپش تيغ شرربار همش مشک به دندان و

بدريد از عدوان زره و جوشن و خفتان ، که به ناگاه لعيني دگر از آل زنا ،

دست چپش ساخت جدا ، شه به رکاب، هنر از کوشش پا کرد

لعينان دغا از بر خود دور ولي با تن بي دست که از زخم شده خانه زنبور ،

بد او خرم و مسرور ، که شايد ببرد آب بر کودک بي تاب ، سکينه ،

که شود  بهجت و آرام دل باب ، که ناگاه دغايي ز دغا

تير رها کرد بر آن مشک و فرو ريخته شد آب ، نياورده دگر تاب

سواري و بزاري شه دين از زبر زين به زمين گشت نگونسار و

زجان شست همي دست ، به يکبار و بناليد و و بزاريد که اي جان برادر

چه شود گر به دم بازپسين ، شاد کني خاطر ناشادم و

بستاني از اين لشکر کين دادم و از مهر کني يادم و سر وقت من آيي ،

که سرم شقه شد از ضربت شمشير و به ببيني که بود ديده ام آماجگه تير و

فتاده ز تنم دست ، بيا تا که هنوزم به تن اندر رمقي هست که

فرصت رود از دست .

 دگر غمزده وصاف ، مگو وصف ستم ها که بر يار شه تشنه لب کرب و بلا

رفت .

نقل از سایت شهید آوینی

نوشته شده توسط بچه های مسجد در سه شنبه هفدهم دی 1387
لينك مطلب


  • درباره وبلاگ
  • مسجد و حسینیه امام خمینی (ره)
    واقع در شهرک شهید محلاتی در
    شمال شرق تهران قرار واقع شده
    این مسجد که از اولین روزهای
    ایجاد شهرک بصورت چادر و سپس
    سوله ودرقالب حسینیه فعالیت داشت،
    اخیرا با همت نمازگزاران و امام جماعت
    دلسوز و فداکار آن حجت الاسلام دکتر
    قاسمی، و با تکمیل قسمتهای اساسی
    آن، راه اندازی شده و به محفلی روحانی
    وباصفا برای تجمع مومنین بخصوص جوانان
    تبدیل شده است .
    برای تمامی بازدید کنندگان وبلاگ
    از خدای بزرگ عاقبت بخیری
    درخواست میکنیم. ما را از نظرات
    ارزشمند خود بی بهره نگذارید.
    بچه های مسجد
  • برنامه های ثابت مسجد
  • یکشنبه شبها حدیث کسا

    سه شنبه شبها دعای توسل

    پنج شنبه صبح ها زیارت عاشورا

    پنج شنبه شبها دعای کمیل

    جمعه شبها زیارت آل یاسین

  • لوگوی سایت

  • " dir="ltr" size="20">

  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه

  • آمارسایت
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin

  • کدهای شما


  • کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    تهیه شده توسط بچه های مسجد امام خمینی(ره) masjed-em-khomeiny.blogfa.com