تبليغاتX
بچه های مسجد



فعالیتها و تصاویر برنامه های مسجد و حسینیه امام خمینی(ره) -شهرک محلاتی

سلام

ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت مظلومانه صادق آل محمد

 ششمین اختر فروزان آسمان هدایت امام جعفر صادق (ع)

-----بدون هیچ توضیحی نامه ای منتسب به یک مادر به گلشیفته فراهانی را نقل می کنیم ---------

سلا‌م گلشیفته جان؛

این روزها نام تو را از خیلی‌ها می شنوم

و در هر مجلس و مهمانی ای نقل زبانهایی.

شنیده ام رفته ای به ینگه دنیا و حجابت را از سر برداشته ای و...


گلشیفته جان،وقتی ۲ سال پیش با پسر بزرگم رفتم به سینما

كه فیلم میم مثل مادرت را ببینم،

از بازی گرم و صمیمانه تو همه صورتم از اشك خیس شد،

آن لحظه شك نداشتم كه همه مادران ایرانی

 شبیه گلشیفته اند و گلشیفته،نقش پنهانی ا ست

از تصویر مادری كه هر ایرانی در ضمیرش دارد.

مادری كه همه وجودش ایثار و از خود گذشتگی است،

می سوزد تا نورو گرمی و محبت وحیات

ببخشد،"هست"برای آن كه فرزندش "باشد."مادری كه

یك زیبایی آسمانی در رخسارش موج می زند

و ترنم لبانش به ذكری الهی،در خانه نور می پراكند.

یادت هست هنگامی كه تو با مشت به شیشه كوبیدی

و دستت غرق خون شد تا فرزندت نجات یابد؟

چگونه رسول ملا‌قلی پور در پشت صحنه زار زار گریست؟

رسول،چهره مادر خودش را در تو ترسیم كرد.

تو زنی شدی به شكل مادر رسول،به شكل مادر همه ایرانی‌ها.

این تاج افتخار را رسول بر سرت گذاشت پیش از آن كه آن حادثه،

آن خبر شوم رخ دهد. اما حالا‌ تو رفته ای آن ور دنیا و عوض شده ای.

می گویند می خواهی ستاره فیلم‌های‌هالیوود شوی.

گلشیفته جان،نمی دانم كه مادرت در قید حیات هست یا نه،

اما می خواهم به عنوان یك مادر با تو حرف

 بزنم.دخترم،تو می دانی كه‌هالیوود كجاست؟

می دانم كه هنر پیشه هستی و به اندازه همه گیس‌های

سفید من در شباب عمرت فیلم دیده ای،عمرت دراز باد مادر،

اما خبر از دنیای‌هالیوودی‌ها داری؟می دانی این اختاپوس

برهر زنی كه چنگ بیندازد تا چه منجلا‌ب‌هایی سقوطش میدهد؟

دخترم،دنیای غربی كه تو اكنون به آنجا رفته ای،ترمز بریده است.

غرق شدن در تنعمات عجیب و تهوع آور جسمی، دارد مثل موریانه

پایه‌های خانواده‌ها را در غرب می جود... می دانم،می دانم كه

آنها پیشرفته اند، اما این پیشرفت‌ها چشمت را كور نكند.

دخترم،برای من كه مادرم قابل تصور نیست كه چگونه

یك هنرپیشه زن غربی،در حالی كه از استودیو به خانه می آید

و تنش به ننگ بوی مردی غریبه آغشته است،می تواند

آغوشی پر از عشق را به همسرش هدیه دهد؟

چگونه چنین زنی همراه فرزندش،در برابر پرده سینما یا

تلویزیون می نشیند،و صحنه هم آغوشی خود و هنرپیشه ای

بیگانه را تماشا می كند؟ گلشیفته جان،دنیای رسانه و تبلیغات،

خیلی پر هیاهوست مادر جان! مبادا زرق و برق‌هالیوود

چشمت را كور  كند كه گوهر عصمت و عفافت را بدزدند.

شهرت،طعم خوشایندی دارد در شباب عمر. شهرت،یعنی

پول،احترام،فلشهای پرنور دوربین‌های عكاسی و

هلهله و هورای میلیونها هوادار در سراسر جهان.

دخترم،هالیوود می تواند تو را به قله شهرت جهان برساند،

می تواند نام تورا در تاریخ سینمای جهان جاودانه كند،

می تواندحساب بانكی تو را با ارقام نجومی پر كند،

دستشان درد نكند،خیلی هم خوب است كه به این چیزها

می رسی مادر. اما به یاد داشته باش كه حتی اگر لباسی از

یاقوت برتنت كنند،تاجی از الماس بر سرت بگذارند، و در قصری

پر از جواهرات رنگین و افسانه ای ساكنت كنند، جای خانه ای گرم

از محبت و هلهله شادمانه كودكت را نخواهد گرفت.

این درسی بود كه رسول ملا‌قلی پور به تو یاد داد،

اما خیال می كنم خوب این درس را یاد نگرفته ای.

از تو خواهش می كنم یك بار دیگر بنشین و فیلم میم مثل مادر

را ببین؛ ببین رسول می خواسته در این فیلم چه چیز را

به تو و به همه دختران ما حالی كند؟

فراموش نكن گلشیفته جان كه تو

اول یك مادر هستی،بعد یك هنرپیشه،

اول یك مادر هستی بعد یك شهروند،

اول یك مادر هستی بعد یك...حتی همسر.

گلشیفته، هیچ چیز، هیچ چیز در دنیا وجود ندارد كه بخواهی

برای آن لذت یك مادر پاك و نورانی بودن را از

دست بدهی. تمام فرصت‌های درخشان‌ هالیوود هم

نمی تواند لذت یك لحظه از تجربه شگفتی را كه امثال

 مادر ملا‌قلی پور درك كرده اند به تو هدیه بدهد.

هنرپیشه باش گلشیفته جان، به فكر ترقی و پیشرفت

باش عزیزم، اما قبل از هر چیز یك"مادر"باش.

 به نقل از وبلاگ هیأت محبین ام الائمه  فاطمه الزهرا(س) اراک

نوشته شده توسط بچه های مسجد در شنبه چهارم آبان 1387
لينك مطلب

سلام

ضمن تبریک پیشاپیش ماه خدا ماه مبارک رمضان

مطلب کوتاهی به اطلاع می رسانیم :

----------------------

فلسفه روزه‏

سئل الحسین (ع) لم أفترض اللَّه عزّ و جلّ على عبیده الصّوم؟ قال علیه السلام لیجد الغنىّ مسّ الجوع فیعود بالفضل على المساكین.

بروایت ابن شهر آشوب ترجمه: از امام حسین (ع) پرسش شد كه چرا خداوند بزرگ روزه را بر بندگان خود واجب كرده است؟

امام (ع) در جواب فرمود: تا ثروتمند مزه گرسنگى را بچشد و آنگاه به مستمندان بخشش نماید.

         یكى پرسید از آن بحر عطشمند                   كه اى سرچشمه فیض خداوند

          ز بهر چیست وهّاب المواهب                     بمردم روزه در دین كرده واجب‏

         جوابش را شهنشاه دو عالم                       حسین، آن علت ایجاد آدم‏

         در گنج سخن این گونه بگشود                    بسائل گوهرى ز آن گنج بخشود

         كه تا آنان كه از مالند خرسند                      چشند از جوع طعمى ساعتى چند

         بیاد آرند احوال فقیران                                مگر باشند ز آنان دستگیران‏

         ز پاى افتادگان را دستگیرند                         كه خود در دست بى‏برگى اسیرند

        تو اى مشكاة گر هستى سخندان                 شنو از سر یزدان سر یزدان‏

 

 

 على اكبر المتخلص به: مشكاة السّلطان صفحه 78

                        گنج حكمت یا احادیث منظوم، ص: 211

 

 

زكات اجساد

... لكلّ شى‏ء زكاة و زكاة البدن الصّیام ...

ترجمه: هر چیزى را زكاتى است و زكات بدن روزه است. «1» نهج البلاغه، فرازى از كلمه قصار 132

          نموده در شریعت ذات داور                              زكات از بهر هر چیزى مقرر

          زكات تن بدان صوم و صیام است                     بسالى روزه سى روز تمام است‏

          ز خواب و خور نمائى چون كه امساك               بدن را سازى از جرم و گنه پاك‏

          بتو دستى اگر شیطان نیابد                           دو دست از دیو نفست دل بتابد

 

                                 نهج البلاغه منظوم ج 9 صفحه 165

 

نوشته شده توسط بچه های مسجد در جمعه هشتم شهریور 1387
لينك مطلب

ضمن عرض خسته نباشید به بچه های فعال و دلسوز پایگاه مقاومت مسجد

امام جعفر صادق (ع) متن اطلاعیه این عزیزان را در مورد مسابقه خاطره نویسی

اینجا می آوریم و از همه خوانندگان دعوت میکنیم در این مسابقه فرهنگی شرکت کنند:

-----------------------------------------------

اولین فراخوان خاطره نویسی وبلاگ فرهنگی صادقین

روزهای راهیان نور رو یادته ........

روزهای که تو دل شهدا بودی و با اونا قدم بر می داشتی و راه می رفتی.......

روزهایی که تو دل اون خاک ها دلت رو جا گذاشتی و برگشتی ........

واسه خدا قدم بر می داشتی .......

واسه خدا بودی ......

روزهایی که وقتی شروع شد اصلا باور نمی کردی ......

اما وقتی تموم شد باز خودت رو وسط شهر دیدی........

حالا که توی این شهر اومدی بزار بقیه هم از حال تو و از حال و هوای اونجا با خبر بشند ........

کاغذ و قلم بردار و هر چی خاطره داری بنویس ........

بنویس برای خدا ........


اولین فراخوان خاطره نویسی بازدید از مناطق جنگی

کاروان های راهیان نور

لطفا خاطرات خودتون رو برای ما ارسال کنید تا با قرار دادن اون توی وبلاگ بقیه هم از حال و هوای

راهیان نور با خبر بشند و از این قافله عقب نیفتند

خاطرات خودتون رو به پست الکترونیکی زیر ارسال کنید

Basij_Sadeghin@yahoo.com

" خاطرات ارسالی به صورت هفتگی در وبلاگ فرهنگی صادقین درج می شود "

..........منتظرتون هستیم..........

پایگاه مقاومت بسیج صادقین

مسجد جامع امام جعفر صادق (علیه السلام) شهیدآباد اختیاریه

نوشته شده توسط بچه های مسجد در یکشنبه بیستم مرداد 1387
لينك مطلب

مطالب جالب و خواندنی زير از وبلاگ "خداکند که بيايي" بچه های مسجدالنبی(ص) نقل می شود:

ميدونستيدكه:

 1- چندسال پيش كه عاشوراتوجمعه افتاد (به اعتقادشيعه روزظهورخواهدبود)آمريكا در مراسم حج ، با نرده دور ركن يماني وحجرالاسود رو محافظت كرده بودكه حجاج نتونستند زيارت كنند وهشت دوربين رومجهز دراطراف كعبه كرده بود كه اين دوربين هاحساس بودند وقتي كه كلمه((انابقيه الله))رو بشنوند ازهشت مكان به سمت اين دوجايگاه خودبه خود شليك بشه وبه خيال خام خود امام زمان  وشهيد كنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

۲- بعدازحمله آمريكا به عراق سربازان آمريكايي تمام ائمه جمعه كشورعراق وبرده بودن وشكنجه مي دادند تاازاونها اعتراف بگيرند ((مهدي موعود))كجاست!!!!!!!!!!!!

  ۳- دوسال پيش آمريكا فيلمي باعنوان پيشگويي هاي نوسترآداموس ساخت كه دراين فيلم يك عرب بافشاردادن دكمه هايي قسمت هاي مختلف جهان رومنفجر ميكنه ودراين فيلم كه به صورت مستنده دوربين به ميان مردم ميره وازمردم مي پرسه چطور ميشه ازآمدن اين هيتلردوم كه موعودمسلمانانه جلوگيري كرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 ۴- صهيونيست ها يك بازي روباعنوان ((جنگ خليج فارس))كه به بازي((يامهدي))معروفه روساختند كه دراين بازي بازيگرنقش يك سرباز آمريكايي روداره كه دشمنان عربها(نماداسلام)هستند واگركلمات((الله اكبر,لااله الا الله ويامهدي))روبگن سرباز آمريكايي كشته ميشه .وقتي اين بازي براي بچه هاي يك دبستان درامريكا ارائه شد بعدها وقتي ازبلندگوي مدرسه كلمه((يامهدي))شنيده ميشد دست بچه ها بطور ناخودآگاه به شكل تفنگ به بالا مي اومد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 ۵- آمريكا كتابي روباعنوان((فرقان الحق))چاپ كرده كه77سوره داره ودراين كتاب, جهاد, طلاق وتعدد زوجات حرامه واين كتاب به جاي قرآن دركويت تدريس ميشه !! !!! !!!! !!!! !!!!!

وحالا من و يك عاشق ذاكر سر يك انسان نادان به نام ذاكر دعوامون ميشه بااينكه اسم شيعه رويدك مي كشيم اما جرج بوش كه شيطان پرستان آمريكا اون روناجي خودشونمي دونند به امام زمان من وتو اعتقاد داره ومي دونه كه مياد وحتي براي كشتنش نقشه ميكشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

واي برما       واي برما      واي برما

نوشته شده توسط بچه های مسجد در شنبه سیزدهم بهمن 1386
لينك مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم
ما در این مدت مصیبت ها دیده ایم، مصیبت های بسیار بزرگ و بعضی پیروزها حاصل شد كه البته آن هم بزرگ بوده، مصیبت های زن های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل های پدر از دست داده.
من وقتی چشمم به بعضی از اینها كه اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی در دوشم پیدا می شود كه نمی توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات كه بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی توانم تشكر از این ملت بكنم كه همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارك و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید.
من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می كنم و در غم آنها شریك هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آنها تسلیت عرض می كنم. من به جوان هائی كه پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض می كنم.
خوب، ما حساب بكنیم كه این مصیبت ها برای چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه می گفت و چه می گوید كه از آنوقتی كه صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد. ملت ما چه می گفتند كه مستحق این عقوبات شدند ملت ما یك مطلبش این بود كه این سلطنت پهلوی از اول كه پایه گذاری شد برخلاف قوانین بود. آنهائی كه در سن من هستند، می دانند و دیده اند كه مجلس موسسان كه تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس موسسان، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس كردند و با زور، وكلای آن را وادار كردند به اینكه به رضاشاه رای سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یك امر باطلی بود، بلكه اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است. برای اینكه ما فرض می كنیم كه یك ملتی تمامشان رای داند كه یك نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لكن اگر چنانچه یك ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینكه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می كند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق، فرض بفرمائید كه زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض كنیم كه سلطنت قاجاریه به واسطه یك رفراندمی تحقق پیدا كرد و همه ملت هم ما فرض كنیم كه رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی كه بعدها می آیند. در زمانی كه ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یك از ما زمان آقامحمدخان را ادراك نكرده، آن اجداد ما كه رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یك ملتی بوده، یك سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است كه یك سلطانی را بر ما مسلط كند. ما فرض می كنیم كه این سلطنت پهلوی، اول كه تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس كردند و این اسباب این می شود كه - بر فرض اینكه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی كه در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی كه الان بیشتر شان، بلكه الا بعض قلیلی از آنها ادارك آنوقت را نكرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین كنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بكنیم كه قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند كه برای ما سرنوشت معین كنند هر كسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی كه درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یك ملتی را كه بعدها وجود پیدا كنند، آنها تعیین بكنند؟ این هم یك دلیل كه سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست. علاوه بر این، این سلطنتی كه در آنوقت درست كرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض كنیم كه صحیح بوده است، این ملتی كه سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید كه ما نمی خواهیم این سلطان را. وقتی كه اینها رای دادند به اینكه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی را نمی خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یك راه است از برای اینكه سلطنت او باطل است.
حالا می آئیم سراغ دولت هائی كه ناشی شده از سلطنت محمدرضا و مجلس هائی كه ما داریم. در تمام طول مشروطیت الا بعضی از زمان ها آن هم نسبت به بعض از وكلا، مردم دخالت نداشتند در تعیین وكلا. شما الان اطلاع دارید كه در این مجلسی كه حالا هست، چه مجلس شورا و چه مجلس سنا و شما ملت ایران هستید، شما ملتی هستید كه در تهران سكنی دارید، من از شما مردم تهران سوال می كنم كه آیا این وكلائی كه در مجلس هستند، چه در مجلس سنا و چه در مجلس شورا شما اطلاع داشتید كه اینها را خودتان تعیین كنید اكثر این مردم می شناسند این افرادی را كه به عنوان مجلس و به عنوان وكیل مجلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مردم. مجلسی كه بدون اطلاع مردم است و بدون رضایت مردم است، این مجلس، مجلس غیرقانونی است. بنابر این اینهائی كه در مجلس نشسته اند و مال ملت را گرفته اند به عنوان اینكه حقوق هر فرض كنید كه وكیلی اینقدر است، این حقوق را حق نداشتند بگیرند و ضامن هستند. آنهائی هم كه در مجلس سنا هستند، آن ها هم حق نداشتند و ضامن هستند. و اما دولتی كه ناشی می شود از یك شاهی كه خودش و پدرش غیر قانونی است، خودش علاوه بر او غیرقانونی است، وكلائی كه تعیین كرده است غیرقانونی است، دولتی كه از همچو مجلسی و همچو سلطانی انشا بشود، این دولت غیرقانونی است. این ملت حرفی را كه داشتند در زمان محمدرضاخان می گفتند كه این سلطنت را ما نمی خواهیم و سرنوشت ما با خود ماست. در حالا هم می گویند كه ما این وكلا را غیرقانونی می دانیم، این مجلس سنا را غیرقانونی می دانیم، این دولت را غیرقانونی می دانیم. آیا كسی كه خودش از ناحیه مجلس، از ناحیه مجلس سنا، از ناحیه شاه منصوب است و همه آنها غیر قانونی هستند، می شود كه قانونی باشد ما می گوئیم كه شما غیر قانونی هستید باید بروید. ما اعلام می كنیم كه دولتی كه به اسم دولت قانونی خودش را معرفی می كند، حتی خودش قبول ندارد كه قانونی است، خودش تا چند سال پیش از این، تا آنوقتی كه دستش نیامده بود این وزارت، قبول داشت كه غیرقانونی است، حالا چه شده است كه می گوید من قانونی هستم این مجلس غیرقانونی است، از خود وكلا بپرسید كه آیا شما را ملت تعیین كرده است هر كدام ادعا كردند كه ملت تعیین كرده است، ما دستشان را می دهیم دست یك نفر آدم ببرد او را در حوزه انتخابیه اش، در حوزه انتخابیه اش از مردم سوال می كنیم كه این آقا آیا وكیل شما هست، شما او را تعیین كردید حتما بدانید كه جواب آنها نفی است. بنابر این آیا یك ملتی كه فریاد می كند كه ما این دولت مان، این شاه مان، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است كه سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است كه یك قبرستان شهید برای ما درست بكنند، در تهران، یك قبرستان هم در جاهای دیگر من باید عرض كنم كه محمد رضای پهلوی، این خائن خبیث برای ما رفت، فرار كرد و همه چیز ما را به باد داد. مملكت ما را خراب كرد، قبرستان های ما را آباد كرد. مملكت ما را از ناحیه اقتصاد خراب كرد. تمام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ریخته است كه اگر چنانچه بخواهیم ما این اقتصاد را به حال اول برگردانیم، سال های طولانی با همت همه مردم، نه یك دولت این كار را می تواند بكند و نه یك قشر از اقشار مردم این كار را می توانند بكنند، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمی توانند این به هم ریختگی اقتصاد را از بین ببرند. شما ملاحظه كنید، به اسم اینكه ما می خواهیم زراعت را، دهقان ها را دهقان كنیم، تا حالا رعیت بودند و ما می خواهیم حالا دهقانشان كنیم، اصلاحات ارضی درست كردند، اصلاحات ارضی شان بعد از این مدت طولانی به اینجا منتهی شد كه بكلی دهقانی از بین رفت، بكلی زراعت ما از بین رفت و الان شما در همه چیز محتاجید به خارج؛ یعنی محمدرضا این كار را كرد تا بازار درست كند از برای آمریكا و ما محتاج به او باشیم در اینكه گندم از او بیاوریم، برنج از او بیاوریم، همه چیز را، تخم مرغ از او بیاوریم یا از اسرائیل كه دست نشانده آمریكاست بیاوریم.
بنابراین كارهائی كه این آدم كرده به عنوان اصلاح، این كارها خودش افساد بوده است. قضیه اصلاحات ارضی یك لطمه ای بر مملكت ما وارد كرده است كه تا شاید بیست سال دیگر ما نتوانیم این را جبرانش بكنیم مگر همه ملت دست به هم بدهند و كمك كنند تا سال بگذرد و جبران بشود این معنا. فرهنگ ما را یك فرهنگ عقب نگه داشته درست كرده است، فرهنگ ما را این عقب نگه داشته به طوری كه جوان های ما تحصیلاتشان در اینجا تحصیلات تام و تمام نیست و باید بعد از اینكه یك مدتی در اینجا یك نیمه تحصیلی كردند آن هم با این مصیبت ها، آن هم با این چیزها، باید بروند در خارج تحصیل بكنند. ما پنجاه سال است، بیشتر از پنجاه سال است دانشگاه داریم و قریب سی و چند سال است كه این دانشگاه را داریم لكن چون خیانت شده است به ما، از این جهت رشد نكرده، رشد انسانی ندارد، تمام انسان ها و نیروی انسانی ما را از بین برده است این آدم.
این آدم به واسطه نوكری كه داشته، مراكز فحشا درست كرده، تلویزیونش مركز فحشاست، رادیویش بسیاریش فحشاست، مراكزی كه اجازه دادند برای اینكه باز باشد، مراكز فحشاست، اینها دست به دست هم دادند. در تهران مركز مشروب فروشی بیشتر از كتابفروشی است، مراكز فساد دیگر الی ماشائالله است. برای چه سینمای ما مركز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم ما با مركز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم ما با آن چیزی كه در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، با آن مخالف هستیم. ما كی مخالفت كردیم با تجدد، با مراتب تجدد مظاهر تجدد وقتی كه از اروپا پایش را در شرق گذاشت خصوصا در ایران، مركز چیزی كه باید از آن استفاده تمدن بكنند ما را به توحش كشانده است. سینما یكی از مظاهر تمدن است كه باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد و شما می دانید كه جوان های ما را اینها به تباهی كشیده اند و همین طور سایر این جاها. ما با اینها در این جهات مخالف هستیم. اینها به همه معنا خیانت كرده اند به مملكت ما.
و اما نفت ما، تمام نفت ما را به غیر دادند، به آمریكا و غیر از آمریكا دادند، آنی كه به آمریكا دادند عوض چه گرفتند عوض، اسلحه برای پایگاه درست كردن برای آقای آمریكا. ما، هم نفت دادیم و هم پایگاه برای آنها درست كردیم. آمریكا با این حیله كه این مرد هم دخالت داشت، با این حیله نفت را از ما برد و برای خودش در عوض پایگاه درست كرد یعنی اسلحه آورده اینجا كه ارتش ما نمی تواند این اسلحه را استعمال بكند، باید مستشارهای آنها باشند، باید كارشناس های آنها باشند. این هم از ناحیه نفت كه این نفت ما را اگر چند سال دیگر خدای نخواسته این عمر پیدا كرده بود، عمر سلطنتی پیدا كرده بود، مخازن نفت ما را تمام كرده بود، زراعت مان را هم كه تمام كرده، این ملت بكلی ساقط شده بود و باید عملگی كند برای اغیار. ما كه فریاد می كنیم از دست این، برای این است. خون های جوان های ما برای این جهات ریخته شده، برای اینكه آزادی می خواهیم ما. ما پنجاه سال است كه در اختناق بسر بردیم، نه مطبوعات داشتیم، نه رادیوی صحیح داشتیم، نه تلویزیون صحیح داشتیم، نه خطیب توانست حرف بزند، نه اهل منبر می توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت می توانست آزاد كار خودش را ادامه بدهد، نه هیچ یك از اقشار ملت كارشان را می توانستند ادامه بدهند و در زمان ایشان هم همین اختناق به طریق بالاتر باقی است و باقی بود و الا هم باز نیمه حشاشه او كه باقی است، نیمه حشاشه این اختناقی هم باقی است. ما می گوئیم كه خود آن آدم، دولت آن آدم، مجلس آن آدم، تمام اینها غیر قانونی است واگر ادامه به این بدهند اینها مجرمند و باید محاكمه بشوند و ما آنها را محاكمه می كنیم.
من دولت تعیین می كنم، من تو دهن این دولت می زنم، من دولت تعیین می كنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می كنم، من به واسطه اینكه ملت مرا قبول دارد (کف زدن و تكبیر حضار) این آقا كه خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریكا از این پشتیبانی كرده و فرستاده به ارتش دستور داده كه از او پشتیبانی بكنید، انگلیس هم از این پشتیبانی كرده و گفته است كه باید از این پشتیبانی بكنید. یك نفر آدمی كه نه ملت قبولش دارد نه هیچ یك از طبقات ملت از هر جا بگوئید قبولش ندارند، بله چند تا از اشرار را دارند كه می آورند توی خیابان ها، از خودشان هست این اشرار، فریاد هم می كنند، از این حرف ها هم می زنند لكن ملت این است، این ملت است (اشاره به حضار). می گوید كه در یك مملكت كه دو تا دولت نمی شود. خوب واضح است این، یك مملكت دو تا دولت ندارد لكن دولت غیرقانونی باید برود، تو غیرقانونی هستی، دولتی كه ما می گوئیم، دولتی است كه متكی به آرای ملت است، متكی به حكم خداست، تو باید یا خدا را انكار كنی یا ملت را. باید سرجایش بنشیند این آدم و یا اینكه به امر آمریكا و اینها وادار كند یك دسته ای از اشرار را این ملت را قتل عام كند.

ما تا هستیم نمی گذاریم اینها سلطه پیدا كنند، ما نمی گذاریم دوباره اعاده بشود آن حیثیت سابق و آن ظلم های سابق، ما نخواهیم گذشت كه محمدرضا برگردد، اینها می خواهند او را برگردانند، بیدار باشید. ای مردم! بیدار باشید، نقشه دارند می كشند، ستاد درست كرده مردیكه در آن جائی كه هست، روابط دارند درست می كنند، می خواهند دوباره ما را برگردانند به آن عهدی كه همه چیزمان اختناق در اختناق باشد و همه هستی ما به كام آمریكا برود. ما نخواهیم گذاشت، تا جان داریم نخواهیم گذاشت و من از خدای تبارك و تعالی سلامت همه شما را خواستار هستم و من عرض می كنم بر همه ما واجب است كه این نهضت را ادامه بدهیم تا آنوقتی كه اینها ساقط بشوند و ما به واسطه آرای مردم، مجلس سنا درست بكنیم و دولت اول را، دولت دائمی را (مقصود من از مجلس سنا مجلس موسسان بود، نه مجلس سنا. مجلس سنا اصلش یك حرف مزخرفی است، همیشه بوده.) تعیین بكنیم.

و من باید یك نصحیت به ارتش بكنم و یك تشكر از یكی از اركان ارتش، یك قشرهائی از ارتش. اما آن نصحیتی كه می كنم این است كه ما می خواهیم كه شما مستقل باشید، ماها داریم زحمت می كشیم، ماها خون دادیم، ماها جوان دادیم، ماها حیثیت و آبرو دادیم، مشایخ ما حبس رفتند، زجر كشیدند، می خواهیم كه ارتش ما مستقل باشد. آقای ارتشبد! شما نمی خواهید شما نمی خواهید مستقل باشید آقای سرلشكر! شما نمی خواهید مستقل باشید، شما می خواهید نوكر باشید من به شما نصحیت می كنم كه بیائید در آغوش ملت، همان كه ملت می گوید بگوئید، ما باید مستقل باشیم، ملت می گوید ارتش باید مستقل باشد، ارتش نباید زیر فرمان مستشارهای آمریكا و اجنبی باشد، شما هم بیائید، ما برای خاطر شما این حرف را می زنیم، شما هم بیائید برای خاطر خودتان این حرف را بزنید، بگوئید (ما می خواهیم مستقل باشیم، ما نمی خواهیم این مستشارها باشند.) ما كه این حرف را می زنیم كه ارتش باید مستقل باشد، جزای ما این است كه بریزید توی خیابان خون جوان های ما را بریزید كه چرا می گوئید من باید مستقل باشم ما می خواهیم تو آقا باشی.
و اما تشكر می كنم از این قشرهائی كه متصل شدند به ملت، اینها آبروی خودشان را، آبروی كشورشان را، آبروی ملت شان را اینها حفظ كردند. این درجه دارها، همافرها، افسرهای نیروی هوائی، اینها همه مورد تشكر و تمجید ما هستند و همین طور آنهائی كه در اصفهان و در همدان و در سایر جاها، اینها تكلیف شرعی، ملی، كشوری خودشان را دانستند و به ملت ملحق شدند و پشتیبانی از نهضت اسلامی ملت را كردند ما از آنها تشكر می كنیم و به اینهائی كه متصل نشدند می گوئیم كه متصل بشوید به اینها، اسلام برای شما بهتر از كفر است، ملت برای شما بهتر از اجنبی است. ما برای شما می گوئیم این مطلب را، شما هم برای خودتان این كار را بكنید، رها بكنید این را، خیال نكنید كه اگر رها كردید ما می آئیم شما را به دار می زنیم. این چیزهائی است كه شماها یا كسان دیگر درست كرده اند والا این همافرها و این درجه دارها و این افسرها كه آمدند و متصل شدند، ما با كمال عزت و سعادت آنها را حفظ می كنیم و ما می خواهیم كه مملكت، مملكت قوی باشد، ما می خواهیم كه مملكت دارای یك نظام قدرتمند باشد، ما نمی خواهیم نظام را به هم بزنیم، ما می خواهیم نظام محفوظ باشد لكن نظام ناشی از ملت در خدمت ملت، نه نظامی كه دیگران سرپرستی اش را بكنند و دیگران فرمان به آن بدهند.

والسلام علیكم ورحمت الله وبركاته

جهت دریافت فایل صوتی اینجا کلیک کنید:
فایل صوتی سخنرانی امام خمینی در بهشت زهرا در روز 12 بهمن 1357

نوشته شده توسط بچه های مسجد در چهارشنبه دهم بهمن 1386
لينك مطلب

یا سیدالشهدا

السلام علیک یا سیدالشهدا 

گفتم کجا؟ گفتا به خون ...

گفتم چه وقت؟ گفتا کنون ...

گفتم سبب؟ گفتا جنون ...

گفتم مرو! خندید و رفت ...

----------

گفتم که بود؟گفتا که یار ...

گفتم چه برد؟ گفتا قرار ...

گفتم چه زد؟ گفتا شرار ...

گفتم بمان! نشنید و رفت ...

----------
آن دم بریدم از زندگی دل ...

کآمد به مسلخ شمر سیه دل ...

او می دوید و من می دویدم ...

او سوی مقتل، من سوی قاتل!

او می نشست و من می نشستم ...

او روی سینه، من در مقابل!

او می کشید و من می کشیدم ...

او از کمر تیر، من آه باطل!

او می برید و من می بریدم ...

او از حسین سر، من غیر از او دل!

آن دم بریدم از زندگی دل ...

کآمد به مسلخ شمر سیه دل ...

او می دوید و من می دویدم ...

او سوی مقتل، من سوی قاتل!

او می نشست و من می نشستم ...

او روی سینه، من در مقابل!

او می کشید و من می کشیدم ...

او از کمر تیر، من آه باطل!

او می برید و من می بریدم ...

او از حسین سر، من غیر از او دل!

او می برید و من می بریدم ...

او از حسین سر، من غیر از او دل!

او می برید و من می بریدم ...

او از حسین سر، من غیر از او دل!

...

نوشته شده توسط بچه های مسجد در سه شنبه نهم بهمن 1386
لينك مطلب

هر آنکس را که من باشم ورا هادی ورا رهبر

علی بعد از من او را مقتدا و رهنما باشد

عید ولایت

عید سعادت

عید امامت

عید عاشقان

عید مستضعفان

عید وارثان زمین

بر همگان مبارک

نوشته شده توسط بچه های مسجد در چهارشنبه پنجم دی 1386
لينك مطلب

با سلام و تشکر از همه دوستان خوش قولی که عین خیالشون نیست

میلاد با سعادت امام هشتم امام علی ابن موسی الرضا (علیه السلام) را به همه عاشقان حضرتش تبریک گفته و آرزو میکنیم سعادت و شایستگی شیعه بودن آن امام را داشته باشیم

زندگی نامه امام رضا (ع) را که به زبان کودکان نوشته شده است از سایت امام رضا انتخاب کرده ایم که در ادامه مطلب تقدیم می کنیم :

ما در اين جا مى خواهيم تو را با امام رضا (ع) آشنا كنيم، حرم و شهر امام رضا (ع) را به تو بشناسانيم. برايت از زيارت امام بگوييم و داستانهايى را از زندگى ايشان بازگو كنيم. ............

حتما مى دانى كه ما شيعيان دوازده امام داريم. يعنى معتقديم كه پس از رحلت پيامبر اسلام (ص)، دوازده پيشواى معصوم براى راهنمايى مردم معرفى شده اند. براى همين است كه ما را دوازده امامى يا اثنى عشرى مى نامند. آيا نام اين دوازده امام را مى دانى ؟

........................... متن کامل را در اینجا ملاحظه فرمائید: .................


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بچه های مسجد در پنجشنبه یکم آذر 1386
لينك مطلب

حضرت ثامن الائمه (ع)  چنين فرموده اند:

«چون خواستي به نماز بايستي با حال کسالت، خواب آلودگي، عجله و شتاب و لهو و بازي نايست؛ بلکه نماز را با آرامش و وقار به جاي آور»(1)

در حديث فوق امام مي فرمايند که نماز نبايد با عجله و شتاب خوانده شود. در اينجا ببينيم که علت شتابزدگي در خواندن نماز و راه حل از بین بردن اين شتاب چيست؟
گاهي ما عملي را از روي شتاب و عجله انجام مي دهيم و اين ممکن است به دلايل زير باشد:
آن عمل براي ما ارزش چنداني ندارد: راه حلهايي براي رساندن اهميت نماز به قلب در مطالب گذشته بيان شده (فرض نماز آخر و بنده گناهکار)
از انجام دادن آن عمل لذتي نمي بريم: راه حل هايي دارد که يکي از آنها، همان ارزش يافتن آن و توجه به ثمره هاي نيک نماز است و راه حلهاي ديگري که به ياري خدا در آينده نزديک به آنها مي پردازيم.
عمل براي ما ارزشمند است اما آنچه براي ما خيلي مهم بوده اين است که خيالمان از بابت انجام عمل آسوده گردد و به اين جهت عجله مي کنيم مثلاً مي خواهيم زودتر به يک کسي نامه اي بنويسيم، پس با عجله متن آنرا روي کاغذ مي آوريم و اين عجله موجب مي شود که متن نامه از نظر ادبي و معنايي، متن خوبي از آب در نيايد و چه بسا مورد قبول مخاطب نامه قرار نگيرد. در حالي که اگر بدانيم که خود توجه و دقت در عمل اهميت به سزائي در پذيرش آن دارد، ديگر در انجام آن شتابزدگي از خود نشان نمي دهيم.
کار مهمي داريم که به خاطر اينکه زودتر به آن کار برسيم در انجام عمل، عجله مي کنيم: مثلاً چيزي به پخش سريال مورد علاقه يا مسابقه فوتبال نمانده و مي خواهيم نماز را در اين وقت بخوانيم. طبيعتاً سعي مي کنيم زود اين نماز را تمام کنيم تا به ابتداي سريال يا مسابقه برسيم. حال چگونه از اين واقعه پيشگيري کنيم:
راه حل:
بهترين راه اين است که وقت ثابتي را براي هر نماز در نظر بگيريد که متناسب با يک نماز با حالت آرامش باشد.
حال با خود شرط کنيد که تا زماني که اين وقت ثابت به پايان نرسيده حق ندارم از جاي خود تکان بخورم، حتي اگر نماز خود را زودتر از اين وقت تمام کنم باز هم نمي توانم جايگاه خود را ترک کنم تا آن زمان ثابت به انتها برسد. مثلاً اگر بيست دقيقه را براي نماز ظهر و عصر در نظر گرفته ايم، اگر طبق عادت گذشته، نماز را با عجله خوانديم و زودتر از بيست دقيقه نمازها به پايان رسيد، بايد صبر کنيم تا زمان در نظر گرفته شده به پايان برسد آنگاه به خود اجازه ترک جايگاه نماز را بدهيم. با عمل به اين شرط پس از چند مرتبه، نفسمان وقتي مي بيند که با تند خواندن نماز، نمي تواند زودتر جانماز را جمع کند، و آخرش بايد همان زمان معين را صبر کند، ديگر انگيزه اي براي سريع خواندن ارکان نماز و عجله در انجام آن نخواهد داشت و وقت خود را کامل صرف نماز مي کند. وقتي عجله از بين رفت، کم کم با عنايت الهي، آثار معنوي نماز هم در ما جلوه نموده و نماز خواندن براي ما لذت بخش و دوست داشتني خواهد شد.
خداوندا! اي محبوب دلها و اي منتهاي آرزوها! نماز را در نظر ما عملي دوست داشتني قرار بده بگونه اي که با اشتياق آنرا شروع کنيم و در اثناي آن ذهن ما فارغ از دنیا شده و غرق در معاني بلند و معارف بي پايان آن شويم، تا آنجا که در انتهاي آن، سلام ما سلام کسي باشد که از مجلس نوراني خلوت با تو خارج شده و پا به مجلسي جديد مي گذارد و بر اهلش سلام مي کند!
(2)
والسلام!

پاورقی:
_________________________
(1) فقه الرضا، ص 101، باب الصلوات المفروضة.
(2) در کتاب «آداب نماز» چنین آمده است: «کسی که در نماز غایب از خلق نبوده و مسافر إلی الله نشده، برای او سلام، حقیقت ندارد و جز لقلقه لسان نیست.» صفحه 367 از کتاب «آداب نماز» اثر ارزشمند امام خمینی (ره).

************** نقل از وبلاگ شوق رضوان ******************

نوشته شده توسط بچه های مسجد در پنجشنبه دهم آبان 1386
لينك مطلب

سلام

قابل توجه بچه های مسجد و عزیزان علاقمند

تعدادی بن تخفیف ویژه سی دی های آموزشی لوح و قلم شامل نرم افزارها و وی سی دی های آموزشی در مسجد موجود می باشد در صورت تمایل می توانید برای تهیه این سی دی ها بنهای مخصوص تخفیف را از مسجد تهیه فرمائید ....

هر شب بعد از نماز مغرب و عشا در خدمت شما هستیم

 

برای دیدن توضیحات بیشتر به ادامه مطلب مراجعه فرمائید ....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بچه های مسجد در سه شنبه هشتم آبان 1386
لينك مطلب


  • درباره وبلاگ
  • مسجد و حسینیه امام خمینی (ره)
    واقع در شهرک شهید محلاتی در
    شمال شرق تهران قرار واقع شده
    این مسجد که از اولین روزهای
    ایجاد شهرک بصورت چادر و سپس
    سوله ودرقالب حسینیه فعالیت داشت،
    اخیرا با همت نمازگزاران و امام جماعت
    دلسوز و فداکار آن حجت الاسلام دکتر
    قاسمی، و با تکمیل قسمتهای اساسی
    آن، راه اندازی شده و به محفلی روحانی
    وباصفا برای تجمع مومنین بخصوص جوانان
    تبدیل شده است .
    برای تمامی بازدید کنندگان وبلاگ
    از خدای بزرگ عاقبت بخیری
    درخواست میکنیم. ما را از نظرات
    ارزشمند خود بی بهره نگذارید.
    بچه های مسجد
  • برنامه های ثابت مسجد
  • یکشنبه شبها حدیث کسا

    سه شنبه شبها دعای توسل

    پنج شنبه صبح ها زیارت عاشورا

    پنج شنبه شبها دعای کمیل

    جمعه شبها زیارت آل یاسین

  • لوگوی سایت

  • " dir="ltr" size="20">

  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه

  • آمارسایت
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin

  • کدهای شما


  • کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    تهیه شده توسط بچه های مسجد امام خمینی(ره) masjed-em-khomeiny.blogfa.com